چه بلایی سر داستان های دبستان اومده ؟!

الفبا از پ ، و ، ل شروع میشه ،بابا دیگه آب نمیده چون اداره آب و فاضلاب آب رو قطع کرده ،دهقان فداکار پیر شده و دنبال چندر غاز مستمری از این اداره میره تو اون اداره..!!

مرغا هورمون خوردن وخروس شدن، خروسا مامانی شدن برای مرغا عشوه میان و ناز میکنن، سن ازدواج مرغا بالا رفته دیگه تخم نمی کنند،چوپان دروغگو عزیز شده و کلی طرفدار داره، شنگول و منگول بزرگ شدن و گرگ شدن.

مامانشونم دو سه روزیه رفته تایلند گیساشو ببافه, دارا و سارا رفتن فرانسه کبابی باز کردن، کوکب خانم رفته یه ماکروفر سامسونگ خریده و دیگه حوصله مهمونداری رو نداره و جواب تلفن رو هم نمیده، کبری موهاشو مش کرده و تصمیم گرفته دماغشو عمل کنه.

روباه و کلاغ دستشون تو یه کاسست، حسنک گوسفنداشو فروخته و پیکان خریده مسافرکشی می‌کنه، آرش کمانگیر معتاد شده و دیگه سنگ هم نمی تونه پرت کنه، شیرین، خسرو و فرهاد رو پیچونده رفته اسکی، رستم و اسفندیار اسباشونو فروختن و موتور خریدن میرن کیف قاپی،پتروس هم از بس چت کرده انگشت درد گرفته و دیگه نمی تونه انگشتشو بکنه تو سوراخ سد.

خانواده آقای هاشمی دیگه بنزین ندارن برن مسافرت در ضمن دل خوشی هم از راه و سفر ندارن چون آخرین باری که تو راه گوشت کبابی خریدن چوپان دروغگو گوشت خر بهشون فروخته!!!

نیشخند

/ 20 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يار

سلام عزيزم باز هم از اين كارها بكن

پارمیدا

سلام گلم آپم منتظرتم هاااااااا نیای باهات قهر میکنم![نیشخند][خجالت]

تنها ترین سردار

سلالم وب نازی داری و لینکت کردم تو هم به اسم خودم لینکم کن یه دیداری از من داشته باش

مرتضی

آبجی خانومی سلام.امیدوارم که حالت خوب باشه.آبجی گلم قرار شد که گاهی مطلبی بنویسی نه اینکه.....[لبخند][گل]

رویا

پخ پخ سلام یک دیوونه به جمع دیوونه ها اضافه شد پردیس میدونی من کیم scary یا همون پدیده ی دو اولا از خنک بودن بعضی ها که خودت میدونی عذر میخوام دوما وبلاگت بد نیست میشه نگاش کرد نه شوخی کردم قشنکه سوما دیگه خودت میدونی از طرف دوست خوشگلت scara